PJAK واقعتی انکار نشدنی
حزب حیات ازاد کردستان {پژاک}خواسته و واقعیت دوران زندگی ما کردها در کردستان ایران می باشد و به وجود امدن ان دلیل تاریخی و موقعیتی خاص خود را دراد که بارها در این باره بحث شده است. حزب پژاک از سال 2004 در عرصه سیاست در شرق کردستان با اتکا به نیروی جوانی و فکریت و فرهنگ مبارزه اپوچی در این بخش از کردستان در خلاء مبارزه حزبی سر بر گشود و مردم این بخش از کردستان به استقبال این حزب رفتندو از ان به عنوان نیروی قابل اعتماد کردستان یاد کردنند. حزبی که در طول چند سال توانست در سطر اخبار ایران وجهان قرار گیردو همواره مردم کرد از آن به عنوان راه کاری جهت رسیدن به ارمانهای خود نام می برند. حزبی که با شهید شدن قهر مان ترین فرزندان این آب وخاک به مانند*عاکیف-روناهی-دلخواز-هه رش کارزان-مانی –روناهی-}به سنبولی از مبارزه در کردستان تبدیل شده است. اما باید کفت فرار از واقعیتهای جامعه بسیار مشکل تر از آن است که به نظز میرسندمشکلاتی که همیشه گریبان گیر جامعه ما بوده است.در حالی که همه دنیا با سرعت خیره کننده به سوی پیشرفت و ترقی در علم و سیاست و همه رشته های دانش بشری حرکت می کنند و هر روز جلوه تازه تری به خود می گیرند.اما ملت ما چه در گذشته و چه در امروز همواره دو چار بحران به معنای واقعی خود بوده است.بحرانی که با دست استعمار بر سر ملت ما فکانده شده است و همواره کردها به دنبال یافتن راهی برای نجات از این بن بست ملی و انسانی و مقابله کردن با ترفند های استعمار بوده اند. اما انچه از همه عجیب تر می نمایید تضاد در احزاب ملت کرد که ادعای رو شنفکری ملت را دارند که یکی از این تضاد ها در جامعه نیز روند خود را خواه به مقدار خیلی کم دارد طی میکند. جامعه که احزاب آن ادعای دمکرات بودن را می کنند آیا جای تعجب نیست که مفهوم چند حزبی بودن را در جامعه قبول نداشته باشند{پلو رالیسم}و به واقعیتهای ملت خود احترام نگذارند.احزاب کردی به خصوص در شرق کردستان {روژهه لات}دچار نوعی شدید از بیماری تک حزبی و توهمی بی مورد شدندکه یکی از آنها به رسمیت نشناساندن پژاک به عنوان حزب جوان ولی پر اقدار این روزهای کردستان می باشدکه دلایل قانع کننده در این رابطه به جزغرور و حسادت وجود ندارد. 1.غرور به خاطر پیر بودن وکلایسک بودن .چون اگر کسی یا سازمانی در این اتو بان بزرگ مبارزه در کردستان اگر بخواهد کاری کند به گمان ایشان باید اجازه کتبی از انها بگیرد شاید هم کردستان را ملک پدری خود میدانند . 2.حسادت وترس حسادت به آن معنا که چشم دیدن هیچ سازمانی به دور از فکریت خود در کردستان را ندارندچرا که محبو بیت شان زیر سوال می رودو ترس از اینکه ملت دیگر باوری به انها نداشته باشدوچند دلیل دیگر. به نظر شما این را نباید عوام فریبی برای کسب قدرت دانست. این که حزبی از یک تریبون از فعالیت یک حزب چشم پوشی کندواز انها به عنوان گروه نشناس یاد کنداین جز توهینی بس بزرگ به ملت ما نمی باشدچرا که همین گروه نشناس می باشند که بارها در راه اهداف خلق کرد شهید داده اند و پاسخی در مقابل دغدغه های جامعه شده است و خلق در این بخش از کردستان چشم امید خود را در هر روستا ویا شهر به این گروه به قول آقایان زمام دار عرصه سیاست و با خبر از شرق کردستان بسته اند.و هر روزه در عرصه سیاست و پراکتیک فعال تر و با شکوه تر حاضر می شوند. درود بر خلق کرد .مرگ بر استعمار گران
منبع روژهه لات
www.rojhelat.info
تبلیغات




